چیزی حول و حوش سه سال میشود که دارم تک نویس را به روز می کنم و درحال حاضر یک جورهایی حکم بچهی من را پیدا کرده است و خیلی نسبت به آن احساس مسئولیت می کنم. مطمئنآ این احساس در مورد هر کدام از کاربران اینترنتی که وبلاگ نویس هستند صدق می کند. علاقهی وافر وبلاگ نویسان به وبلاگشان باعث می شود که خیلی کارها برای بلاگشان بکنند.از تبلیغاتی که ممکن است فقط برای آنها هزینه بر باشد تا … .
اساسآ وبلاگ نویسانی که وبلاگشان را مثل بچه شان دوست دارند و علاقه دارند دو هدف را دنبال میکنند: افزایش آمار بازدیدو مشترکین( در صورت وجود) وبلاگشان . انکار نمی کنم که خیلی نسبت به این مسئله در مورد تک نویس حساس بودم، هستم و خواهم بود. منتها باید در اینجا چند نکته را با وبلاگ نویسانی که همگی از دوستان من هستند در میان بگذارم:
فعلآ در مورد وبلاگ هایی در زمینه ی آی تی و فناوریهای نوین هستند، صحبت می کنم، چون مسائلی هستند که زیاد نمی توانیم خودمان در موردش مطلب و خبر بنویسیم، دلیلش هم واضح است: گوگل، مایکروسافت، فیسبوک، یاهو، ادوبی و کلی شرکت عظیم کامپیوتری و اینترنتی همگی در آمریکا هستند و این ها باعث می شود که ما نتوانیم خبرها و تحلیل هایی درست در مورد این شرکتها داشته باشم، و البته فراموش نکنیم که سایت هایی چون تک کرانچ، رید رایت وب و ماشابل همگی با داشتن رانت خبری قبل از هرکسی با واسطه ی خود کمپانی ها از خیلی خبرها مطلع می شوند که این مسئله باعث می شود این سایتها مطالب عالی و در بعضی اوقات مهیجی! را منشر کنند. همین باعث می شود که وبلاگ نویسانی چون من که آیتی می نویسند، علاقه مند به ترجمهی این مطالب باشند، ولی متاسفانه خیلی از وبلاگ نویسان زیاد تمایلی به نوشتن منبع نوشته شان ندارند. در این زمینه باید این را بگویم که:
اولآ بنا به دلایل بالا ذکر منبع کار بدی نیست و اساسآ کلاس کار وبلاگ را به خاطر حفظ حق کپی رایت بالا می برد. از طرفی انتظار نداریم از یک جوان و یا نوجوان ایرانی مثل یک ژورنالیست حرفهای که در سایتهایی چون نیویورک تایمز و یا مجلهی pc در مورد آخرین تکنولوژی های روز می نویسند، بنویسد.
ثانیآ این را بگویم که به عنوان کسی که چیزی حدود نیمی از سه سال گذشته اش را پای اینترنت گذرانده است! میتوان تشخیص داد که مطلبی که نوشته شده است ترجمه است و یا اوریجینال! چرا که حتی اکر مترجم خوبی هم متن مورد نظر را ترجمه کرده باشد بازهم نویسنده کس دیگری است و از آن طرف آبها برای مردمش در آن طرف آب ها نوشته است.همچنین این را میتوان از دادن لینکهایی به صفحاتی که دسترسی با آی پی ایرانی ممنوع است، و کلی مسائل دیگر فهمید! به نظرم خیلی از شما دوستان هم با من موافق باشید.
ثالثآ نوشتن مطالب درحد و اندازههای وبلاگنویسان خارجی کاریاست که نیازمند بعضی امکانات هم هست، از جمله اینترنت واقعآ پرسرعت( دیگر دایال آپهایی مثل من بماند!) نه اینترنت ۱۶۸م دنیا! از طرفی محدودیتهای دو طرفهی وبلاگ نویسان فارسی زبان ایرانی خود مزید بر علت شده است. واقعآ تصور اینکه چه سایتهایی مسدود هستند بعضی وقت ها خنده آور است. یادم است که وقتی سال گذشتهی میلادی، روزنامهی گاردین لیست ۱۰۰ وبلاگ برتر دنیا را معرفی کرد، چیزی حدود نیمی از این سایتها برایم مسدود بود! چطور میتوان درست آیتی نوشت وقتی مایسپیس، فیسبوک، یوتیوب، تویتر، اورکات و کلی سایتهایی که خود نمادی برای وب دو هستند در دسترسمان نیست!
رابعآ اساسآ وضعیت وبلاگنویسی ایرانی با فرنگیها فرق می کند. خارجیها از وبلاگشان درآمد کسب می کنند، و به صورت حرفهای درآمد کسب میکنند، این درحالی است که بیش از نود درصد وبلاگنویسان فارسی زبان برای دل خودشان مینویسند. پس بپذیریم که باید فرقی بین وبلاگنویسی ایرانی و خارجی باشد. کسی که تمام وقت در حال مطلب نویسی برای وبلاگش است مطمئنآ سطح نوشتههایشان با وبلاگهای فارسی زبان باید فرق داشته باشد.
اینهایی که در بالا ذکر کردم اصلآ به معنی برتر بودن آنها در زمینهی نوشتن نسبت به ما نیست ، مسئله، تفاوت آنها با ما است، کما اینکه میبینیم وبلاگنویسی سیاسی و ادبی در وبلاگستان فارسی در سطحی بسیار بالا قرار دارد، این درحالی است که سیاسینویسان ما هم مثل آیتی نویسانمان برای دلشان مینویسند و در فشارهایی بسیار شدید قرار دارند، ولی بازهم میبینیم که نوشتههای آنها بسیار عالی و در مقام مقایسه(ای البته نادرست) با آیتی نویسان خارجی در سطحی معادل قرار دارند.لذا باید بپذیریم که موقعیت این را ایجاب میکند که وبلاگنویسان با محوریت آیتی و امثالهم سعی در ترجمهی مطالب ارزشمند و عالی وبلاگهای خارجی بکنند، و از نوشتن منبع هم ترسی نداشته باشند، چون اگر ترس از دست دادن منبع را داشته باشند آنقدر منبع وجود دارد که به همه میرسد! همچنین اگر نگاهی به آمارهای وبلاگشان انداخته باشند، میبینند آمار کلیکهای برروی لینکمنبع بسیار کمتر از آن چیزی است که تصورش را میکنیم.
همیشه اینطور بوده است که وبلاگ نویسان در زمینهی مسائل درست و مفید پیشگام بوده اند، بیایید به خاطر پیشرفت خودمان و جامعهمان هم که شده در این زمینه سعی کنیم که حق کپی رایت را رعایت کنیم و لینک منبع را هم ذکر کنیم.
If you enjoyed this post, make sure you subscribe to my RSS feed!
مقاله جامعی بود
در ایران هم اکثر نویسنده های اینترنتی منابع رو ذکر می کنن
و اگه موردی هم منبع اشاره نشه مطمئنا بعدها به ضرر خود نویسنده تموم خواهد شد چون معمولا خواننده های حرفه ای با مسائل روتین و مهم، روزانه آگاه میشن و اگه جای دیگه و بدون ذکر سورس با اون مطالب روبرو بشن حتما در افکارشون در قبال نویسنده تاثیر خواهد گذاشت
راستش من هم مطالبی رو که از شما در بلاگتان تا به حال دیدم این استاندارد و باورتون رو درک کردم
[پاسخ]
فکر می کنم ۱۸۶ام باشیم نه ۱۶۸ام
[پاسخ]
مطلب خوبی بود رضا جان. به نظرم اگر به جای اولآ، دومآ و… از معادل های فارسی استفاده می کردی بهتر بود. مثلآ شخصآ «اول»، «دوم»، «سوم» و…
را به اونها ترجیح می دهم…
[پاسخ]
حتمآ بابک جان! مرسی از لطفت
[پاسخ]
کاملا با شما موافقم. آفرین که به این مساله اهمیت می دهید.
موفق باشید،
پیام
[پاسخ]
درمجموع ذکرمنبع کاربا کلاسیه… کلاس میده به کار… البته شخصیت فردموردنظر رو هم نشون میده…
[پاسخ]
مقاله خوبی بود ، مرسی
شخصا از وبلاگهایی که منبع مطلبشون رو ذکر می کنند شدیدا خوشم میاد
[پاسخ]
راست میگید. ممنون که گفتید! اصلاح شد
[پاسخ]